السيد حامد النقوي

322

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

موجود باشد پس اصلا مشهود و مرئى نگشته و من ادعى فعليه البيان و الاثبات و علينا دمغ راسه بافادات الثقات الاثبات امّا نسبت منكر گفتن بخارى حديث مدينة العلم را پس آن هم ممنوعست و آنچه از لآلى منثوره زركشى و مقاصد حسنه سخاوى ظاهر و آشكار مىگردد اينست كه بخارى در حق حديث انا دار الحكمة متفوه به اين قول باطل گرديده پس ذكر آن در باب حديث مدينة العلم بعيد از تحقيق نزد هر حازم افيق خواهد بود دوم آنكه سمهودى درين كلام بعد اثبات حديث مدينة العلم چون ديده كه اين حديث شريف صراحة دليل افضليت و اعلميت مطلقه جناب امير المؤمنين عليه السّلامست و زعم باطل افضليت فلان و به همان را بسراب برابر مىكند بمزيد وغر و وحر خواست كه حركت مذبوحى نمايد و در صدد حمايت مقتداى خود خالفه اول برآيد بنابر آن بلا دليل و برهان تفوه نمود كه تفضيل ابو بكر بر جناب امير المؤمنين عليه السّلام مطلقا العياذ باللّه منافى اين حديث نيست حال آنكه اين تفوه سراسر مبنى بر جسارت و خسارتست چه در ما سبق بعون اللَّه المنعام بتفصيل تمام دانستى كه اين حديث بوجوه عديده دليل امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلامست و در دلالت آن بر افضليت و اعلميت مطلقهء آن جناب هيچ عاقلى ارتياب نمىكند پس چگونه تفضيل ابو بكر بر آن جناب و آن هم على الاطلاق العياذ باللّه منافى مفاد اين حديث نخواهد شد سبحان اللَّه با وصف اعتراف به اين حديث شريف از مفاد صريح آن رو گردانيدن و محض بلىّ لسان بلا بيّنه و سلطان منافات اين حديث را با معتقد باطل خود بمعرض نفى رسانيدن اگر ناشى از فرط رقاعت و مزيد خلاعت نيست پس ديگر چيست و حيرتم بسوى خود مىربايد كه هر گاه سمهودى قادر بر اثبات مطلوب خود باقامت دليل و برهان نبود پس چرا اين حرف واهى بر زبان آورد و طريق اظهار عجز و توانى و ضعف و ناتوانى خود درين باب بلا محابا سپرد بالجمله احدى از ارباب الباب خصوصا بعد ملاحظه تصريحات محققين اعلام كه در ما سبق سبق ذكر يافته شكى ندارد در اين كه اين حديث شريف دليل صريح اعلميت و افضليت جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىباشد و هرگز تسليم آن با مزعوم مشوم تفضيل خالفه اول بر آن جناب و آن هم عياذا باللّه بأفضليت على الاطلاق درست نمىآيد پس يا اين حديث شريف را نعوذ باللّه مثل بعض متعنتين نصّاب و متنطعين اقشاب موضوع و مصنوع بايد انگاشت و يا از عقيدهء باطله تفضيل ابو بكر بر جناب امير المؤمنين عليه السّلام دست بايد برداشت چه بعد قبول اين حديث شريف كار عاقلى نيست كه در اذعان باعلميت و افضليت مطلقه جناب امير المؤمنين عليه السّلام